Shakoorian.com


Main Image

بهمن شکوریان تبریزی
متولد دوم بهمن ماه 1331 ، تهران


در سال 1331 در خانواده ای سنتی و متوسط در تهران به دنیا آمدم .پدرم مردی مهربان و آزاد اندیش بود که اعتقاد داشت که در کنار حفظ سنت های دینی ، همواره باید به اندیشه های جدید و حتی مخالف نیز گوش کرده و از آنها پند گرفت. در سال 1350 با ورود به دانشکده معماری دانشگاه ملی و آشنایی با ذهنیت های جدید که قبل از آن برایم بیگانه بود ، پایه باورهای سنتی مرا سست نمود.در زمستان 1350 و بسیار اتفاقی با کتاب " پدر ، مادر ، ما متهمیم" مرحوم شریعتی برخورد کردم و از آنجا شروع به مطالعه آثار ایشان نمودم و علیرغم همه محدودیت ها و ممنوعیت ها ، تقریباً همه آثار ایشان را مطالعه کرده و اسلام را به عنوان دین انتخاب کردم . از سال 1360 آشنایی با آثار و اندیشه های دکتر سروش ، افق تازه ای بر من گشود و از آن پس شنیدن سخنرانی ها و خواندن کتاب های ایشان را در پیش گرفتم .در سال 1370 و با توجه به علاقه ای که همواره به روانشناسی داشتم با مکتب پناه که توسط مرحوم دکتر خواجه نوری پایه گذاری شده بود آشنا




شدم و در جلسات آن شرکت می کردم .در سال 1375 با موسسه بنیان آشنا شده و طی دو سال دوره های مختلف آن را گذراندم و در سال 1379 با دوره موفقیت آقای دکتر آزمندیان آشنا شدم و تجربیات جالبی بدست آوردم. در سال 1380 و در پی آشنایی با افکار آقای یوسف مردانی بار دیگر تمام ساختارهای ذهنی من دچار دگرگونی شد.در سال 1385 با نو اندیشی های آقای احمد اسلامی در حوزه متون دینی آشنا شدم. در همان سال و از رهگذر آشنایی با مسیحا برزگر با ساحت وحدت وجود در عرفان آشنا شدم و باید اعتراف کنم که او نیز با بیان شیوا و بسیار گرم و موثر خود بار دیگر تمام بت هایی را که از باورها و اندیشه ها و ذهنیت های مختلف ساخته بودم شکست و فرو ریخت و..... عجب تجربه ایست این همه ساختن و هویت یافتن و با اندیشه ای تازه ، همه چیز را ، یعنی خود را شکستن و دوباره از اول ساختن .
به قول اقبال لاهوری :
تمام سرگذشتم این سه حرف است          تراشیدن ، پرستیدن ، شکستن
در سال 1387 و از طریق آشنایی با انرژی درمانی و مکتب فرا درمانی و اندیشه های آقای محمد علی طاهری ، مهارت هایی در زمینه درمانگری با استفاده از این روش ها نیز بدست آوردم.
خلاصه اینکه ، آنچه در پی می آید حاصل همه این افت و خیزها ، ساختن ها و شکستن هاست. هرچه در این میان مفید و سازنده به نظر آید آنرا مرهون چشمه های جوشانی بدانید که به آن ها دسترسی داشتم و هرچه ناقص است مطمئناً حاصل پیچ و خم ها و آلودگی های جوی باریک من است که آن آب زلال و گوارا را اینگونه به شما رسانیده. بدیهی است بهترین کار ، همواره پر کردن ظرف دل و اندیشه تان از چشمه هاست نه قناعت کردن به باریکه ای که ازاین طریق به دستتان می رسد.